بیا ساقی

ز کوی بلا کشان آمدم، بگو رفته ای کجا، ساقی
در میخانه چرا بسته ای که غم می کُشد مرا، ساقی
برفتم که تا به جانان رسم
رسیدم به جان ز تنهایی 
کنون در پناه تو آمدم، کجا رفته ای، بیا ساقی
رسیدم به جایی که بسته رهِ گریزم
به دست تو خواهم که خونِ سبو بریزم
مکن با حبیبان تو بیگانگی
ز شوق می و ذوق دیوانگی
چنان از دل آید خروشم که آید صدایش به گوشم
ندانی چه بار گرانی، محبت نهاده به دوشم
رسیدم به جایی که بسته رهِ گریزم
به دست تو خواهم که خون سبو بریزم
خدا را مهی یار سنگین دلی
ز خود غافل و از خدا غافلی
به این روزگارم نشانده، به راه فنایم کشانده
بسوزان وجودم که دیگر، مرا آرزویی نمانده
نیاید ز جانم نوایی، کجایی کجایی کجایی؟

" بیژن ترقی "

تصنیف خاطره انگیز " ز کوی بلا کشان " با صدای سالار عقیلی و آهنگسازی زنده یاد همایون خرم در دستگاه بیات ترک تقدیم به دوستداران شیدای شیدا.

دانلود

/ 19 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
۩ کلبه تنهایی ۩

آتش بگیر، تا که بدانی چه می‌کشم احساسِ سوختن، به تماشا نمی‌شود

۩ کلبه تنهایی ۩

دلتنگی خوشه ی انگور سیاه است لگدکوبش کن… لگدکوبش کن… بگذار ساعتی سربسته بماند مستت می کند اندوه …

بابک

گیسوانت زیر باران، عطر گندمزار... فکرش را بکن! با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن! در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعد از سالها بوسه و گریه، شکوه لحظه ی دیدار... فکرش را بکن! سایه ها در هم گره، نور ملایم، استکان مشترک خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن! خانه ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر تکیه بر پشتی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن! از سماور دستهایت چای و از ایوان لبانت قند را... بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار... فکرش را بکن! اضطراب زنگ، رفتم واکنم در را، که پرتم میکنند سایه ها در تونلی باریک و سرد و تار... فکرش را بکن! ناگهان دیوانه خانه... ــ وَ پرستاری که شکل تو نبود قرصها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن

کلبه شعر

مهم نیست آخرین زلزله ی زندگی ات چند ریشتر بود ... مهم نیست که در آن زلزله چه چیزهایی را از دست دادی... مهم این است که دوباره از نو بسازی ، جهانت را .. زندگی ات و باورت را ... مهم شروع دوباره است .

حمیده

تنها به یک دلیل خودم را نمی کشم اما همان دلیل خودش می کشد مرا . !

محمد رضا رضائی

خدایاااااا به دل نگیر اگر گاهی "زبانم " ازشکرت باز می ایستد.... تقصیری ندارد..... قاصر است کم میآورد دربرابر بزرگی ات.... لکنت می گیرد واژه هایم در برابرت!!! در دلم اما همیشه.... ذکر خیرت جاریست.... من برای بندگی تو هزارویک دلیل می خواهم ممنونم که بی چون وچرا برایم خدایی می کنی [گل]

انسان

سلام...انتخابهاتون عالیه

آنید

[گل]