تویی خـداونـدم . . .

... و ای بهانه‌ی شیرین‌تر از شکر قندم
به عشق پاک کسی جز تو دل نمی‌بندم

به دین این‌همه پیغمبر احتیاجی نیست
همین بس است که اینک تویی خداوندم

همین بس است که هرلحظه‌ای که می‌گذرد
گسستنی نشود با دل تو پیوندم

مرا کمک کن از این‌ پس که گام‌های زمین
نمی‌برند و به مقصد نمی‌رسانندم

همیشه شعر سرودم برای مردم شهر
ولی نه! هیچ‌کدامش نشد خوشایندم

تویی بهانه‌ی این شعر خوب باور کن
که در سرودن این شعرها هنرمندم

نجمه زارع


/ 6 نظر / 31 بازدید
محبوب

قاب عکس تو کند ولوله در سینه به پا مانده ام با هوس زنگ صدایت چه کنم...

نگار

ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید اگه تو خونه باشیم، دستگاه رو خاموش می کنیم اگه تو سینما باشیم سالن و ترک می کنیم ما توی زندگیمون هیچ وقت کسانی که برامون زحمت اصلی رو کشیدن نمی بینیم مافقط دوست داریم کسایی رو ببینیم که برامون نقش بازی می کنن !!!!!!

آسمان

دنیا بدون عشق ، چه دنیای مضحکی‌ست شطرنج، مسخره‌ است زمانی که شاه نیست عشق یک پرنده است که در پشتِ پرده ها گاهی میان پنجره‌ها هست و گاه نیست